و اما 14 فروردین 96
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
هیچ کس همیشه پاسخگو نیست و همیشه دلیلی برای پاسخگویی هست. امروز با چندین نفر از دوستانم تماس گرفتم و نیاز به مشورت با آنها داشتم هیچ کس جواب نداد. همان دوستانی که همیشه در لای دست و پای من هستند برای زمانی که کار با آنها دارم وقت ندارند. داشتم فکر می کردم باید به کسانی که در زندگی پاسخگو هستند بسیار...
حس بدی به نام شروع
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
خیلی ها شروع یه روز را در لحظه ی طلوع زیبا می دونند. خیلیا شروع را کلا زیبا می دونند. اما اگه خوب به قضیه نگاه کنیم شروع های خوب شروع هایی تکراری هستند. هر شروعی که تازه باشه ترسناکه مثل روزهای اول در یک کار جدید. اولین روزهای مهاجرت اولین لحظات مرگ و .... امروز از این شروع های ترسناک داشتم. میگن اح...
شانزدهم فروردین
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
امروز بالاخره رفتم شرکت چیپس و پفک برندی که مدت ها صحبتش بود و با مدیر شعبه صحبت کردم و من را به آموزشی برای بار دوم فرستاد. بعد گفت : «شل میایی» پرسیدم اصطلاح شل میایی یعنی چی؟ پاسخ صحیحی به من داد گفت یعنی شش گوشه ی قلبت راضی نیست ممکنه حتی یک روز تنها بفرستمت در مسیر. در راه با حمید صادقی صحبت کر...
هفدهم فروردین ماه
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
صبح زود که رفتم همسرم را به محل کارش برسانم همسرم از سر راهش پول گرفت از همان حساب مبادا تا هزینه های استخدام را انجام بدهم و بعد سر کار رفت. من رفتم طب کار کلی آزمایش دادم و بعد دیدم به عدم اعتیاد نمی رسم. رفتم پلیس +10 بابت سوپیشینه و بعد هم حساب کشاورزی باز کردم برای روز 5شنبه بودنش خیلی مفید بود...
مدتی که گذشت...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
خیلی این مدت درگیر بودم هم از لحاظ بدنی هم از لحاظ فکری اما درگیری در کار آرامش بخشه. مخصوصا برای منی که مدتی هم بیکار بودم. در این مدت مراحل استخدام را به اتمام رسوندم و چند روزی هم هست که در مسیرم می روم. البته به همراه سرپرستم. یه جورایی ازم پایه بوقی می کشن ولی خیلی جو بچه ها خوبه. صبح ها با هم ...
جنگ
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
جنگی است میان ما مرا افسوس و تو را اندوه است. زخمی به عمق انزوا در چشمانت پیداست در چشمانت بیزاری در چشمانم زاری در تو در من چیزی سالهاست که گم شده است. همان چیزی که متحدا معتقد بودیم تازه پیدا شده از میان رفته است. با این تفاوت که گم کردن چیزی که بود دردناک تر از چیزی است که گمان می کنی باشد و تو آ...
تشنه ام
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
من که پیش از تولدم را یادم نیست پس از مرگم را هم به یاد نخواهم آورد. این پرانتز زندگی را چه سخت گرفتنی باشد. خود را سپردم به آن که بی سپر مراقبت می کند. دنیای عجیبیه لذت زندگی به لذت تشنه بودنه سیرابی لحظه ای لذت و عمری بی تفاوتی است. تشنه که باشی آسمان دیدن دارد رفیق چشم براهی دارد زمین نگرانی دارد...
مرا آن دم که بی تو وای بر من
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
بی تو گر روزی سپر گردد تو در فکرم نباشی عمر رفته است. با تو بودن و به غیر تو اندیشیدن شرمگینم می کند. بی حیایی مدامم. چه باید کرد که تو تا ابد در خیالم باشی. در نگاهم باشی. آن قدر باشی که من دیگر نباشم. آن قدر بودنت باشد که نبودن من بودن تو باشد و من نباشم و تو باشی تویی با چشم من با گوش من با زبان ...
متقاضی ام
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
روزی تو را دستور بسازید کائناتی در خور. ساخته شد. تو را دستور بسازید بدن برای شاهکار من. ساخته شد. تو را دستور که بهترین بدن را بسازید بیازمایید و نزد من بیاورید. اجابت شد. از اقیانوس خویش قطره ای در آن بدن دمیدی. گفتی این شاهکار من است چه می بینید. بدن را تماشا کردند آنان که سکوت گو بودند سجده کردن...
حقیقت آزردگی
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 14:23
هر چه پیش می رود بیشتر می فهمم در هر کسی حقیقتی نهفته است اگر این حقیقت را دریابی از هیچ کسی رنجور نمی شوی. چند روز پیش یکی از همکاران خانم در دفتر کار برای بار هزارم زنگ زد و اعصابم را خرد کرد. داشتم با خانواده برای خرید می رفتیم بیرون و خوش می گذراندیم. اعصابم را خرد کرد و من هم عصبی شدم هر چی می ...